کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

کوی جانان

1

عاشقان را کوی جانان دردها تسکین دهد

عشق خود را چون نگینی بر من مسکین دهد

2

گر نهانی پا نهم بر کوی جانان یک شبی

جامی از می پرکند اندر نقاب دین دهد

3

صورت بی صورت جانان ببینم یک نظر

جام زهری از محبت پرکند بی کین دهد

4

گر شوم گم کرده ره، در ظلمت نفسانی ام

نوری از شمع هدایت، آیت یاسین دهد

5

گر کند خار محبت دامنم را ریش ریش

در دیار خوبرویان کسوتی نرمین دهد

6

گر چه در هجران یارم تلخ باشد کام من

در نهایت جام لعلی، شربت شیرین دهد

7

خواهم از معشوق جامی، یا گوارا یا که تلخ

هرچه خواهد او، همان، یا آن دهد یا این دهد

8

آرزو دارم نهانی در دلم، کاین یار من

عشوه ها اندر میانه، صحبت دیرین دهد

9

یار من نور جهان عاشقان است و دگر

هر چه خواهد او دهد، نزدیک یا در چین دهد

10

غم مخور الیار! در زندان نای و نی بسی

صبر را پاداش غفران، رتبت زرین دهد

متن شعر کپی شد.