کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

آستان جانان

1

رو خستگی بدر کن ماه منور آید

نور طبیب جانم از روزن و در آید

2

من پایکوب راهش گردم ز شادمانی

دانم که یار خوبم چون شاه شهپر آید

3

ساقی بده شرابی از کوثر حقیقت

با یار دلنوازم ایام غم سر آید

4

گلگونه کن رخم رادر گلستان جانان

در عشق جان ستانش سیم سرم زر آید

5

برآستان پاکش پیوسته سر نهم من

شاید کند قبولم یا آنکه جان بر آید

6

در آتش فراقش پیوسته من وصالش

خواهم به آه و زاری گوش فلک کر آید

7

در سلک عشق بازان هرگز رهی نیابد

هر مدعی که با او جان مکدر آید

8

درمحفلی که جانان آنجا نشسته باشد

هر عاشقی نهد پا بی پا و بی سر آید

9

جانان اگر نماید یک غمزه ای به الیار

از شوق جان به سویش با دیده ی تر آید

متن شعر کپی شد.