کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

مهر اخلاص

1

وای و وایم جام تقوایم در آب افتاده است

بام زهدم از ریاکاری خراب افتاده است

2

تار و پود آنچه رشتم از عبادت، پنبه شد

وه! خیالاتی که می سفتم، سراب افتاده است

3

زآنچه می کردم مزین، حاصل زهد خودم

فکر می کردم که جان در شهد ناب افتاده است

4

خواجه کز شیرینی اعمال خود مهمل بگفت

از سر مستی و غفلت هم به خواب افتاده است

5

گر عمل پیچد به دستار تفاخر ای بسا

می برم جامی ز مفرغ در لعاب افتاده است

6

گر فروشد مرد دینش زهد وتقوا را به غیر

گویی اندر خرمن تقوا شهاب افتاده است

7

آتش من و ریا غافل کند از یاد حق

می گدازد لعل ایمان کز حساب افتاده است

8

گر نیابد مهر اخلاصی کسی اندر دلش

گویی اندر چشم او مهر حجاب افتاده است

9

تا نگیرد روز محشر روسیاهی دامنش

قبل از آن الیار نالان در عتاب افتاده است

متن شعر کپی شد.