کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

قدح غمزه

1

در خم گیسوی شکن در شکنت ای نگار

گشته دل عاشق و سرگشته ی من ماندگار

2

این دل من بلبل بستان تو باشد همی

گرچه به جان می خرد از فرقت روی تو، خار

3

می سپرم بر دل دلداده ی خود تا مرا

آورد از شهر شهیدان رخت یادگار

4

ای دل! اگر ناری از آن سو خبری بهر من

می شوم اندر عطش بی خبری نابکار

5

بربط جان سوز تو یارا! زکفم برده دل

دم به دم او را بکشد حلقه ی زلفت به دار

6

گرقدمی بر نهی از لطف وکرم سوی ما

می دهی اندر قدح غمزه تمام بهار

7

جان من از شربت رخسار تو گردد بکام

در پی آنم که سر آرم به کف گام یار

8

جام دل اندر دل الیار ابدی می تپد

تا به خدنگ خم ابروی تو گردد شکار

متن شعر کپی شد.