کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گوهر عشق

1

من زنده گردم با گهر، با گوهری از کان تو

دارم به جان سرمایه ای از مایه های جان تو

2

آن کان تو ارکان دل، در خانه ای ازآب وگل

روید اگر نوری در آن، از دیده ی فتان تو

3

روشن شود پنهانی ام، من خسته ی درمانی ام

هر نسخه ای از بهر جان، بنوشته ای ازآن تو

4

در برگی از باد خزان، بودی تو نورانی در آن

تر می شود خشکیده ها روزی درآن عمان تو

5

در اشتیاق روی تو، پران شوم برکوی تو

تا گردنم گردن کشد بر تیغه ی فرمان تو

6

ای کاش من جان دردهم سستی نباشد در رهم

فی الجمله مشتاقان کنون، جان برکف وقربان تو

7

من سر فرازم با دمت، جانم نثار مقدمت

مستم کند لعل لبت، هم غمزه ی چشمان تو

8

ما را ز بهدینان کنی، همراه گلچینان کنی

جانی دگر بخشد مرا شه مایه ی ایمان تو

9

الیار باشد زار تو، سر می دهد بر دار تو

او سر سپارد تا ابد، بر رشته ی پیمان تو

متن شعر کپی شد.