کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

آتش شمایل

1

ما را سرشت جانان اندر نقابی از گل

جامی در اندرونش، بنهاد نام آن دل

2

او عرضه کرد ما را، والاترین امانت

عشقی چو گوهر اندر آن دل نمود منزل

3

جام جهان نما شد ز این گوهرش دل آنگه

صدآفرین به جانان، ما را نمود قابل

4

جان را نموده تابان، با آفتاب جانش

در ما عیان نماید، اوصاف شاه عادل

5

دارم سپاست ای جان پاس از ره عبادت

تیر از رخت بباران، شاها تو از مقابل

6

از روزن هوایم، ابلیس رخنه گر شد

جان بردن از هوا را، بنمود کار مشکل

7

کن پاره بند شیطان ما را از او بگردان

برگیر رشته ی جان، ما را ز دام او هل

8

در این سرای محنت، دل غرق آب رحمت

گردان خدای خوبم! کن توشه ی حمایل

9

از جلوه های نابت، برجان من درانداز

الیار را بسوزان، درآتش شمایل

متن شعر کپی شد.