کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

پیک خورشید

1

مرغ شبگیر از فضای قدس جانان می رسد

گوئی از آفاق عالم بر جهان جان می رسد

2

آرد آیینی ز حکمت، مبتنی بر عشق جان

رحمتی بی انتها در سلک قرآن می رسد

3

چشم داران جهان را مژده بادا مژده باد

پیک خورشید از دل درگاه سلطان می رسد

4

ما در این گردونه بازیها به دوران دیده ایم

باده ای از آزمون حق به انسان می رسد

5

هر که بر جام کرامت لب رساند با عمل

تا ابد نوشد شرابی کان ز رحمان می رسد

6

گوئی ای تقدیریان خفته اندر دام دهر

هدهدی خوش نامه از ملک سلیمان می رسد

7

بگذرد از شهد شهوت هر که پای اندر نهد

بر دیار خوبرویان چونکه حیران می رسد

8

خستگانیم اندر این دیباچه ی قالو بلی

غافلیم اندر بلا حکمی ز درمان می رسد

9

من چه نالم از فلک بر بخت پیر اندام خود

هر چه از دستی دهم دست دگر آن می رسد

10

ناسپاس آید کسی کاو اندر این محنت سرا

دست لطفی بر نیارد چون سر خوان می رسد

11

در وفای عهد جانان گر خلد خاری به جان

گو به دل الیار! کز خاری گلستان می رسد

متن شعر کپی شد.