کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

خمر خم زلف نگار

1

خم دل کردم از آن خمر خم زلف نگار

پر،که تا نوشم از آن، دل شود آهسته شکار

2

مستی از موی نگارم به خود آورد مرا

که چرا عمری از این در شده ام پا به فرار

3

من غافل چه شود گر قدمی آورم از

عشق جانان، که رسم از عدد ده به هزار

4

آخر این پای دلم باز چو شد بر در عشق

داده ام از کف خود، گوهری از صبر و قرار

5

دل به دریای تماشای تجلی بزدم

نشد از لجه ی دریای تماشا به کنار

6

رحمتی بر دلم آور، تو کریمی، تو کریم

این دلم را که به راه آمده، تنها مگذار

7

می درم هر چه بود پرده ی پندار و دغل

چشم جان بر تو رسانم که بدوزم به عذار

8

تا در آیینه ی اخلاص، بروبم کدرم

گل ایمان نفروشم به سر بوته ی خار

9

جرعه ای هر که بنوشد ز سر چشمه ی عشق

می نشیند گل ایمانش از آن جرعه، به بار

10

بلبل فکر تو الیار! اگر افتد چمنش

آشیان می نهد اندر قدح غمزه ی یار

متن شعر کپی شد.