کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غروب ماه

1

بضاعتی ز گهرهای دیدگان دارم

کرامتی به بلندای آسمان دارم

2

غروب ماه من اندر دلم غمی انگیخت

به دیده کان گهر را از آن زمان دارم

3

گلاب میکده اش را به دامنم چون ریخت

برفت و دامنی از رنگ ارغوان دارم

4

من آن گهر نفروشم بجز به دامانم

که بوی دلبر خود را در او نشان دارم

5

بکارم از دل وجان بذر مهرش اندر دل

نثار او بکنم هر چه در جهان دارم

6

من این کرامت و گوهر به دولتی از عشق

زدست دلبر مه رو به ارمغان دارم

7

اگر چه در غم هجرش چو پیر شد الیار

بگفت در طلبش من دلی جوان دارم

متن شعر کپی شد.