غزل · اِ لیـــار (جبار محمدی )
مادر
در عالم مهر و وفا اخترنشانی مادرم
چون بر زمین زندگی، چون آسمانی مادرم
عمری شدی آبستن بار تبار جان من
تا بر کویر زندگی، گل برنشانی مادرم
روزی در آغوشت بدم بی دست و پا و بی زبان
هم دست و پا بودی مرا؛ هم همزبانی مادرم
بر پای فرزندی چو من، در جوانی داده ای
اندر پی ام در پیری ات هم، پاکشانی مادرم
بس خارها بر چیده ای از پیش پایم هر زمان
بر جایشان بنشانده ای گل هر زمانی مادرم
گردان غم در زندگی گر نیزه بارانم کند
همچون سپر آماج هر تیغ و سنانی مادرم
کوه مصایب را نوردیدی تو عمری بهر من
تا از فرازش هیبتی بر من رسانی مادرم
هر ادعای مهر را، آیینه باشد مادری
هر مه رخی را سمبل ابروکمانی مادرم
توصیف رویت را سزد کلکی ز نقاش ازل
هر گونه توصیفت کند؛ الحق چنانی مادرم
بی غم نبودی درجهان از جانب الیار خود
بینم تو را در آخرت، با غم نمانی مادرم