کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گله

1

از چه بر این دل بیچاره چنین تاخته ای

تیغی از برق نگاهت به رخش آخته ای

2

تا اسارت ببری این دل پر باد مرا

حلقه ای گردنش از سلسله انداخته ای

3

می دهی دست قضا خرمن آمال مرا

دستی از جور و جفا بر دل من یاخته ای

4

هرچه کردم گله خود از سر دلبستگی است

چه کند دل خود از این جلوه که پرداخته ای

5

از ازل خاک دل من شده آغشته به عشق

گل بنیاد وجودم تو چنین ساخته ای

6

در گلستان رخش لانه گزین تا به ابد

ای دل! آنجا به گل رویش اگر فاخته ای

7

دل الیار! تو گر پا ننهی بر در عشق

عمر خود را سر لهو و لعبی باخته ای

متن شعر کپی شد.