سایر · اِ لیـــار (جبار محمدی )
همره دیرین
1
بیگانه مپندارم؛ ای همره دیرینم!
فرهاد توام من؛ تو، همچون گل شیرینم
2
با دسته گل عشقی، بر پای تو بنشینم
تا گرد ره از رویت، با حوصله بر چینم
3
پس با گل لبخندی، یک لحظه نگاهم کن
آسوده ز آهم کن
4
از خانه به دور افکن، سنگ در ظلمت را
دوری مگزین از من، بشکن پر غربت را
5
آیینه ی جانم کن، آیین محبت را
با این دل رنجورم، وا کن سر صحبت را
6
تزویر شب غم را، برچین و پگاهم کن
روشن دل راهم کن
7
یعقوب منی؛ من هم، چون یوسف کنعانم
در چاه غم اندازد، بی نام تو شیطانم
8
در رسم وفاداری، من بر سر پیمانم
بی روی تو یک دم هم، آسوده نمی مانم
9
برخیز و به دلجویی،آسوده ز چاهم کن
10
در هاله ی ماهم کن