کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

ای فرح

1

چون فرح بخشی فرح ! بر هر دل غم دیده ای

مطمئنم گل ز بستان کرامت چیده ای

2

خوی انسانی تو را بس زینتی زیبا بود

بوته ی جان را بدان، آب صفا پاشیده ای

3

صولت مردی به خود داری؛ نشان از دلبری

این ملاحت را از آن، بر چهر جان بخشیده ای

4

این دل صافی که داری؛ شهره ی آفاق باد

دست مهری چون سر بیچارگان یازیده ای

5

گوهر نیکی ز عشق آید؛ به دل دارش همی

هم بدان، بینی که سر بر آسمان ساییده ای

6

شکر ایزد را، به خدمت کوش و دست آور دلی

این لباس عافیت را تا به تن پوشیده ای

7

این قدر می فهمم از دل سوزی و پر مهری ات

شربت رافت ز جام معرفت نوشیده ای

8

چاره ای الیار جز تحسین این رویت نداشت

چون شنید از خوبی ات هر آنچه خود نشنیده ای

9

10

تقدیم به خانم بزرگوار فرحناز حسین نژاد؛ جهت قدردانی از خلق نیکو و شور نیکوکاری ایشان که فعلا در تهران زندگی می کنند.

متن شعر کپی شد.