کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شوهر کهنسال

1

گفت این پیری که پهلوی من است

این نه بابای من این شوی من است

2

من جوان و همسرم این مرد پیر

آه افتادم ز پا، دستم بگیر

3

وین بلا من خود نیاوردم به سر

انتخاب مادرم هست و پدر...

4

پیش خود گفتم چه آیین است این

وای از این آیین و این ناپخته دین

5

وصلتی کز بهر سیم و زر شود

عاقبت منجر به شور و شر شود

6

چون نباشد نسبتی بین دو چیز

خیزد الفت از میان، افتد ستیز

7

سعی کن تا حال تو با حال جفت

جفت آید ورنه باید طاق خفت

8

چون تناسب نیست اصلا در میان

مرد و زن را وصلتی ست اصل زیان

متن شعر کپی شد.