کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

مصر

1

به مصر رفتم و آثار باستان دیدم

به چشم آنچه شنیدم ز داستان دیدم

2

بسی چنین و چنان خوانده بودم از تاریخ

چنان فتاد نصیبم که آنچنان دیدم

3

گواه قدرت شاهان آسمان درگاه

بسی هرم ز زمین سر به آسمان دیدم

4

ز روزگار کهن در حریم الاهرام

نشان روز نو و دولت جوان دیدم

5

گذشته در دل آینده هر چه پنهان داشت

به مصر، از تو چه پنهان که بر عیان دیدم

6

تو کاخ دیدی و من خفتگان در دل خاک

تو نقش دیدی و من نعش ناتوان دیدم

7

تو تخت دیدی و من بخت واژگون از تخت

تو صخره دیدی و من سخرۀ زمان دیدم

8

تو عکس دیدی و من گردش جهان برعکس

توشکل ظاهر و من صورت نهان دیدم

9

شدم به موزۀ مصر و ز عهد عاد و ثمود

هزاران وصلۀ فرعون باستان دیدم

10

تو چشم دیدی و من دیدۀ حریصان باز

هنوز در طمع عیش جاودان دیدم

11

تو تاج دیدی و من تخت رفته بتاراج

تو عاج دیدی و من مشت استخوان دیدم

12

تو سکه دیدی و من رواج سکۀ سکوت

تو حلقه، من به نگین نام بی نشان دیدم

13

تو آزمندی فرعون و من نیاز فرعون

تو گنج خسرو و من رنج دهقان دیدم

14

میان این همه آثار خوب و بد به مثل

دو چیز از بد و از خوب توامان دیدم

15

یکی نشانۀ قدرت، یکی نشانۀ حرص

دو بازمانده ز دیوان خسروان دیدم

16

به قدرت است قوام جهان که بی قدر است

نه هیچ قاعدۀ قائم در این جهان دیدم

متن شعر کپی شد.