سایر · صادق سرمد
دیدار با خلیل الله خلیلی
1
آمد آن دوست که در دیدۀ من جا دارد
شدم او را به تماشا که تماشا دارد
2
بیشتر زان که به ظاهر نگرم صورت او
خوانده بودم که چه ازسیرت و معنا دارد
3
خوانده بودم که به دنیای نو، از عهد کهن
تازه و کهنه به تفصیل، خبرها دارد
4
خوانده بودم که خلیل است و چو گلزار خلیل
زآتش طبع، هزاران گل بویا دارد
5
خوانده بودم که مرا با سخن چند نواخت
کانچه گویم به سنای سخنش جا دارد
6
شکر و صد شکر که باز آمد و دریافتمش
که چه شیرین سخن و منطق گویا دارد
7
شاعر البته زیادست که در نظم و سخن
قافیه سنجد و پندارد، معنا دارد
8
لیکن استاد هنرمند، از آن جمله جداست
که به ابداع سخن، طبع توانا دارد
9
این سخن هدیه به استاد خلیلی کردم
که کس از دوست نه جز دوست تمنا دارد