سایر · مصطفی مجیدی
شماره ۵ - خواهرانم را به باغ عدن یافتم...
1
خواهرانم را به باغ عدن یافتم
2
انگشت در انگشت هم
3
با گیسوان پیچیده درهم
4
چه می گفتند با آن دیدگان باکره به هم؟
5
مریم ایستاده است
6
و مادر با دامنی تمشک سویم می آید
7
از پی لبخندش زنجبیل است که فرو میریزد
8
عطر خون از دامنش بر می خیزد
9
همه می گویند:
10
ما هم که بمانیم تو تنهایی