کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

آخرین شیر بختیاری

1

ز فرو دست زردکوه آن روز

بیشه ای بود و آبشاری بود

2

آن طرف تر زیر زانوی کوه

بود غاری و ژرف غاری بود

3

***

4

وندر آن غار ژرف،چند سالی

جایگه داشت پیلتن شیری

5

شد تهیگاه او به دست قضا

ناگه آماج سهمگین تیری

6

***

7

او در سر پنجگی در آن بیشه

والی کوه و شاه وادی بود

8

دست آهن فشار او همه عمر

فارغ از ضعف و نامرادی بود

9

***

10

جفت او پیش تر از او به تیر اجل

شد ز دنیا و او به دنیا ماند

11

تا به تنهایی از جهان برود

در جهان بزرگ تنها ماند

12

***

13

چشم آتش فشان او آن شب

گوش می کرد بر ترانه مرگ

14

روزگار گذشته در نظرش

بود رقصان در آستانه مرگ

15

***

16

با زمان های ناپدید شده

قصه می گفت بی زبانی او

17

در غبار گذشته می لغزید

نقش کمرنگ زندگانی او

18

***

19

ناله شوم باد بهمن ماه

لرزه بر پیکر شب انداختی

20

بر تن زخمناک شیر از خشم

شعله ها آتش تب افکندی

21

***

22

ساعتی روی دست خسته نهاد

سر سنگین پر غرورش را

23

لحظه ای با لب زبان بوسید

زخم سوزان و خون شورش را

24

***

25

گفت برخیز و ایستاده بمیر

که جز این در خور دلیران نیست

26

مرگ در بستر ار سزا باشد

روبهان راست،از بهر شیران نیست

27

***

28

جنبشی کرد و با تلاش غرور

تکیه بر دست و پای لرزان داد

29

مرگ را آستین داد و کشید

جان بدو داد و سخت ارزان شد

30

***

31

ماند کردن فراز و دندان را

روی دندان خون گرفته فشرد

32

غرشی کرد و در سیاهی شب

آخرین شیر بختیاری مرد

33

***

34

ای گرفتار زندگانی و مرگ

پند از آن شیر تیر خورده بگیر

35

گر میسر شود چو شیر بزی

ور میسر نشد چو شیر بمیر

متن شعر کپی شد.