ترانه · اشعار ترانه های سیاوش قمیشی
معبد شهید
1
مانده ام در پس دیوار توی این شام دل آرا
یاری ام ده ای پناهم فانوس شبهای شب تار
2
که راهم تاریک و دوره پر خاره ، بی عبوره
آخه توخودت می دونی که چشات دنیای نوره
3
من برای با تو بودن هر مترسکو شکستم
وقتی چشمامو می بستم دل به یاری تو بستم
4
ولی تو تنها تر از من دل به تنهایی سپردی
واسه رهایی از شب منو با خودت نبردی
5
من از این زندگی سیرم سوخته تن مثل کویرم
همراه کوچ پرستو می زارم از اینجا می رم
6
میروم اونجایی که عاشق راهی غصه نباشه
واژه ای به اسم غربت توی هیچ قصه نباشه
7
نه من از اینجا نمی رم اینجا معبد شهیده
سایه های نا امیدی رو تن زمین خزیده
8
تا که از وحشت ایام بوته اش زرد و تکیده
نقش این سایه رو سنگ فرش خبر از حال سپیده