ترانه · اشعار ترانه های سیاوش قمیشی
بدرقه
1
رفتنت مثله یه حادثه برام موندنیه
حالا آواز سفر کردن تو خوندنیه
2
لحظه ها ثانیه ها طاقت موندن ندارن
می سوزونن اما خوب فکر سوزوندن ندارن
3
یه روزی لحظه ها مون رنگ بنفشه ها بودن
توو هوای خونمون عطر آلاله ها بودن
4
تن من جسم تو یکی نبودن اما بدون
زیر آفتاب جدا اما یکی سایه هامون
5
حالا اون اسب بزرگ آهنی منتظره
تا تمومی وجود منو همراش ببره
6
می بره هرچی که بود و نبود
من میشم شناور مسیر رود
7
بدرقه کلام تلخ رفتنت
واسه من تجربه گسستنت