ترانه · اشعار ترانه های سیاوش قمیشی
خوش خیالی
1
من خوش خیال ساده حالا با پای پیاده
دنبالت دارم می گردم همسفر با شب و جاده
2
پرم از حسرت و خواهش واسه یک لحظه نوازش
کوله بار غم رو دوشم رهسپاره شهر سازش
3
تو قامت سیاه شب وقتی ستاره می میره
انگار می خواد بهم بگه واسه رسیدن به تو دیره
4
از من خسته روی خط رفتن بی تو یه سایه فقط می مونه
سایه مردی که خوش خیاله چون نا رفیقو رفیق می دونه
5
هنوزم اسمت عزیزه واسه این همیشه تنها
قصه ی بود و نبودت میشه راهی واسه فردا
6
من خوش خیال ساده حالا با پای پیاده
دنبالت دارم می گردم همسفر با شب و جاده