ترانه · اشعار ترانه های سیاوش قمیشی
پرنده های قفسی
1
پرنده های قفسی
عادت دارند به بی کسی
2
عمرشونو بی هم نفس
کز می کنند کنج قفس
3
نمی دونند سفر چیه
عاشق در به در کیه
4
هرکی بریزه شادونه
فکر می کنند خداشونه
5
یه عمره بی حبیبند با آسمون غریبند
این همه نعمت اما همیشه بی نصیبند
6
تو آسمون ندیدند خورشید چه نوری داره
چشمه ی کوه مشرق چه راه دوری داره
7
چه میدونند به چی میگن ستاره
چه میدونند دنیا کی ها بهاره
8
چه میدونند عاشق میشه چه آسون
پرنده زیر بارون
9
قفس به این بزرگی کاشکی پرنده بودم
مهم نبود پریدن ولی برنده بودم
10
فرقی نداره وقتیندونی و نبینی
غصه ات می گیره وقتیمی دونی و می بینی