ترانه · اشعار ترانه های سیاوش قمیشی
بارون
1
وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه می زنه
همه غصه های دنیا توی سینه ی منه
2
توی قطره های بارون، میشکنه بغض صدام
دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمی خوام
3
پشت این پنجره میشنمو آواز می خونم
منتظر واسه رسیدنت تو بارون می مونم
4
زیر بارون انتظارت رنگ تازه ای داره
منم عاشق ترم انگار وقتی باون می باره
5
بعضی وقتا که می آی سر روی شونم میزاری
تمومه غصه ها رو، از دل من بر میداری
6
اما این فقط یه خوابه، خوابه پشت پنجره
وقت بیداری بازم، غم میشینه توی حنجره