سایر · ایرج میرزا
مادر
1
گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهن گرفتن آموخت
2
شبها بر گاهواره من
بیدار نشست و خفتن آموخت
3
دستم بگرفت و پا بپا برد
تا شیوه راه رفتن آموخت
4
یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن آموخت
5
لبخند نهاد بر لب من
بر غنچه گل شکفتن آموخت
6
پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست