کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

جهاد اکبر

1

شب در بساط احرار از التفات سردار

کنیاک بود بسیار تریاک بود بی مر

2

هر کس به نشوه یی تاخت با نشوه کار خود ساخت

من هم زدم به وافور از حد خود فزون تر

3

تریاک مفت دیدم هی بستم و کشیدم

غافل که صبح آن شب آید مرا چه بر سر

4

گشت از وفور وافور یبس مزاج موفور

چونانکه صبح ماندم در مستراح مضطر

5

تریاکیان الدنگ سازند سنده را سنگ

چون قافیه شود تنگ وسعت فتد به مدبر

6

یک ربع مات بودم زان پس به جد فزودم

تا جای تو نمودم خالی من ای برادر

7

تا سیل خون نیامد سنده برون نیامد

چیزی ز کون نیامد جز پشکل محجر

8

الحق که ریدن ما تریاکیان بدبخت

باشد جهاد با نفس یعنی جهاد اکبر !

متن شعر کپی شد.