کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

اشک شیخ

1

نعوذ بالله از آن قطر ههای دیده شیخ

چه خانه ها که از این آب کم خراب کند

2

شنیده ام که به دریای هند جانوری است

که کسب روزی با چشم اشک یاب کند

3

به ساحل آید و بی حس به روی خاک افتد

دو دیده خیره به رخسار آفتاب کند

4

شود ز تابش خورچشم او پر از قی و اشک

برای جلب مگس دیده پر لعاب کند

5

چو گشت کاسه چشمش پر از ذباب و هوام

به هم نهد مژه و سر بزیر آب کند

6

به آب دیده سوزنده تر ز آتش تیز

تن ذباب و دل پشه کباب کند

7

چو اشک این حیوان است اشک دیده شیخ

مرو که صید تو چون پشه و ذباب کند

8

******************

******************

متن شعر کپی شد.