سایر · ایرج میرزا
فقیه
1
نشسته بود فقیهی به صدر مجلس درس
بجای لفظ عن اندر کتا ب خود من دید
2
قلم تراش و قلم برگرفت و من عن کرد
سپس که داشت درآن باب اندک ی تردید
3
یکی ز طلاب این دید و گفت با دگران
جناب آقا عن کرد جمله عن بکنید
4
**************
**************