سایر · ایرج میرزا
مشاعره با ملک التجار
1
ایرج:
2
اقوال پر از مکر و فسون تو چه شد
الطاف ز حد و عد برون تو چه شد
3
با آن همه وعده ها که بر من داد ی
غاز تو چه شد بوقلمون تو چه شد
4
ملک التجار:
****
5
ایرج ز خراسان طلب غاز نمود
باب طمع و آز به من باز نمود
6
غافل بود او که غاز با بوقلمون
چون دانه نبود پرواز نمود
7
ایرج:
****
8
حیفست که خلف وعده آغاز کنی
با شعر مرا از سر خود باز کنی
9
با داشتن هزارها بوقلمون
از دادن یک بوقلمون ناز کنی
10
ملک التجار:
****
11
ای آنکه سزد خوانم اگر شهبازت
طوطیست همی کلک شکر پردازت
12
چون صرفه نبردم از تو غازی همه عمر
هرگز ندهم بوقلمون و غازت
13
ایرج:
****
14
ای وعده تو تمام بوقلمونی
یادآر از آن وعده در بیرونی
15
از آن همه ثروت وکیل آبادت
یک غاز به من نمی دهی ای کونی
16
*************
*************