مثنوی · مولوی
بخش ۴۲ - بیان توکل و ترک جهد گفتن نخچیران بشیر
1
طایفه نخچیر در وادی خوش
بودشان از شیر دایم کش مکش
2
بس که آن شیر از کمین می در ربود
آن چرا بر جمله ناخوش گشته بود
3
حیله کردند آمدند ایشان بشیر
کز وظیفه ما ترا داریم سیر
4
بعد ازین اندر پی صیدی میا
تا نگردد تلخ بر ما این گیا