مثنوی · مولوی
بخش ۴۸ - باز ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر جهد
1
جمله با وی بانگها بر داشتند
کان حریصان که سببها کاشتند
2
صد هزار اندر هزار از مرد و زن
پس چرا محروم ماندند از زمن
3
صد هزاران قرن ز آغاز جهان
همچو اژدرها گشاده صد دهان
4
مکرها کردند آن دانا گروه
که ز بن بر کنده شد زان مکر کوه
5
کرد وصف مکرهاشان ذوالجلال
لتزول منه اقلال الجبال
6
جز که آن قسمت که رفت اندر ازل
روی ننمود از شکار و از عمل
7
جمله افتادند از تدبیر و کار
ماند کار و حکمهای کردگار
8
کسپ جز نامی مدان ای نامدار
جهد جز وهمی مپندار ای عیار