مثنوی · مولوی
بخش ۶۰ - زیافت تاویل رکیک مگس
1
آن مگس بر برگ کاه و بول خر
همچو کشتیبان همی افراشت سر
2
گفت من دریا و کشتی خوانده ام
مدتی در فکر آن می مانده ام
3
اینک این دریا و این کشتی و من
مرد کشتیبان و اهل و رای زن
4
بر سر دریا همی راند او عمد
می نمودش آن قدر بیرون ز حد
5
بود بی حد آن چمین نسبت بدو
آن نظر که بیند آن را راست کو
6
عالمش چندان بود کش بینشست
چشم چندین بحر همچندینشست
7
صاحب تاویل باطل چون مگس
وهم او بول خر و تصویر خس
8
گر مگس تاویل بگذارد برای
آن مگس را بخت گرداند همای
9
آن مگس نبود کش این عبرت بود
روح او نه در خور صورت بود