مثنوی · مولوی
بخش ۶۳ - رسیدن خرگوش به شیر
1
شیر اندر آتش و در خشم و شور
دید کان خرگوش می آید ز دور
2
می دود بی دهشت و گستاخ او
خشمگین و تند و تیز و ترش رو
3
کز شکسته آمدن تهمت بود
وز دلیری دفع هر ریبت بود
4
چون رسید او پیشتر نزدیک صف
بانگ بر زد شیرهای ای ناخلف
5
من که پیلان را ز هم بدریده ام
من که گوش شیر نر مالیده ام
6
نیم خرگوشی که باشد که چنین
امر ما را افکند او بر زمین
7
ترک خواب غفلت خرگوش کن
غره این شیر ای خرگوش کن