مثنوی · مولوی
بخش ۱۰۰ - تفسیر بیت حکم رضی الله عنه «آسمانهاست در ولایت جان کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست کوههای بلند و دریاهاست»
1
غیب را ابری و آبی دیگرست
آسمان و آفتابی دیگرست
2
ناید آن الا که بر خاصان پدید
باقیان فی لبس من خلق جدید
3
هست باران از پی پروردگی
هست باران از پی پژمردگی
4
نفع باران بهاران بوالعجب
باغ را باران پاییزی چو تب
5
آن بهاری نازپروردش کند
وین خزانی ناخوش و زردش کند
6
همچنین سرما و باد و آفتاب
بر تفاوت دان و سررشته بیاب
7
همچنین در غیب انواعست این
در زیان و سود و در ربح و غبین
8
این دم ابدال باشد زان بهار
در دل و جان روید از وی سبزه زار
9
فعل باران بهاری با درخت
آید از انفاسشان در نیکبخت
10
گر درخت خشک باشد در مکان
عیب آن از باد جان افزا مدان
11
باد کار خویش کرد و بر وزید
آنک جانی داشت بر جانش گزید