کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

بخش ۱۳۱ - در بیان آنک چنانک گدا عاشق کرمست و عاشق کریم کرم کریم هم عاشق گداست اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید اما صبر گدا کمال گداست و صبر کریم نقصان اوست

1

بانگ می آمد که ای طالب بیا

جود محتاج گدایان چون گدا

2

جود می جوید گدایان و ضعاف

همچو خوبان کآینه جویند صاف

3

روی خوبان ز آینه زیبا شود

روی احسان از گدا پیدا شود

4

پس ازین فرمود حق در والضحی

بانگ کم زن ای محمد بر گدا

5

چون گدا آیینه جودست هان

دم بود بر روی آیینه زیان

6

آن یکی جودش گدا آرد پدید

و آن دگر بخشد گدایان را مزید

7

پس گدایان آیت جود حقند

وانک با حقند جود مطلقند

8

وانک جز این دوست او خود مرده ایست

او برین در نیست نقش پرده ایست

متن شعر کپی شد.