مثنوی · مولوی
بخش ۶۳ - از خر افکندن ابلیس معاویه را و روپوش و بهانه کردن و جواب گفتن معاویه او را
1
گفت هنگام نماز آخر رسید
سوی مسجد زود می باید دوید
2
عجلوا الطاعات قبل الفوت گفت
مصطفی چون در معنی می بسفت
3
گفت نی نی این غرض نبود ترا
که بخیری ره نما باشی مرا
4
دزد آید از نهان در مسکنم
گویدم که پاسبانی می کنم
5
من کجا باور کنم آن دزد را
دزد کی داند ثواب و مزد را