کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

بخش ۶۹ - باز تقریر ابلیس تلبیس خود را

1

گفت هر مردی که باشد بد گمان

نشنود او راست را با صد نشان

2

هر درونی که خیال اندیش شد

چون دلیل آری خیالش بیش شد

3

چون سخن در وی رود علت شود

تیغ غازی دزد را آلت شود

4

پس جواب او سکوتست و سکون

هست با ابله سخن گفتن جنون

5

تو ز من با حق چه نالی ای سلیم

تو بنال از شر آن نفس لئیم

6

تو خوری حلوا ترا دنبل شود

تب بگیرد طبع تو مختل شود

7

بی گنه لعنت کنی ابلیس را

چون نبینی از خود آن تلبیس را

8

نیست از ابلیس از تست ای غوی

که چو روبه سوی دنبه می روی

9

چونک در سبزه ببینی دنبه ها

دام باشد این ندانی تو چرا

10

زان ندانی کت ز دانش دور کرد

میل دنبه چشم و عقلت کور کرد

11

حبک الاشیاء یعمیک یصم

نفسک السودا جنت لا تختصم

12

تو گنه بر من منه کژ کژ مبین

من ز بد بیزارم و از حرص و کین

13

من بدی کردم پشیمانم هنوز

انتظارم تا دیم گردد تموز

14

متهم گشتم میان خلق من

فعل خود بر من نهد هر مرد و زن

15

گرگ بیچاره اگرچه گرسنست

متهم باشد که او در طنطنه ست

16

از ضعیفی چون نتواند راه رفت

خلق گوید تخمه است از لوت زفت

متن شعر کپی شد.