مثنوی · مولوی
بخش ۳۲ - ترسیدن فرعون از آن بانگ
1
این صدا جان مرا تغییر کرد
از غم و اندوه تلخم پیر کرد
2
پیش می آمد سپس می رفت شه
جمله شب او همچو حامل وقت زه
3
هر زمان می گفت ای عمران مرا
سخت از جا برده است این نعره ها
4
زهره نه عمران مسکین را که تا
باز گوید اختلاط جفت را
5
که زن عمران به عمران در خزید
تا که شد استاره موسی پدید
6
هر پیمبر که در آید در رحم
نجم او بر چرخ گردد منتجم