مثنوی · مولوی
بخش ۳۹ - جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی می کردش
1
گفت با امر حقم اشراک نیست
گر بریزد خونم امرش باک نیست
2
راضیم من شاکرم من ای حریف
این طرف رسوا و پیش حق شریف
3
پیش خلقان خوار و زار و ریش خند
پیش حق محبوب و مطلوب و پسند
4
از سخن می گویم این ورنه خدا
از سیه رویان کند فردا ترا
5
عزت آن اوست و آن بندگانش
ز آدم و ابلیس بر می خوان نشانش
6
شرح حق پایان ندارد همچو حق
هین دهان بربند و برگردان ورق