کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

بخش ۶۳ - در جامه خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوری

1

جامه خواب آورد و گسترد آن عجوز

گفت امکان نه و باطن پر ز سوز

2

گر بگویم متهم دارد مرا

ور نگویم جد شود این ماجرا

3

فال بد رنجور گرداند همی

آدمی را که نبودستش غمی

4

قول پیغامبر قبوله یفرض

ان تمارضتم لدینا تمرضوا

5

گر بگویم او خیالی بر زند

فعل دارد زن که خلوت می کند

6

مر مرا از خانه بیرون می کند

بهر فسقی فعل و افسون می کند

7

جامه خوابش کرد و استاد اوفتاد

آه آه و ناله از وی می بزاد

8

کودکان آنجا نشستند و نهان

درس می خواندند با صد اندهان

9

کین همه کردیم و ما زندانییم

بد بنایی بود ما بد بانییم

متن شعر کپی شد.