مثنوی · مولوی
بخش ۶۵ - خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکر
1
سجده کردند و بگفتند ای کریم
دور بادا از تو رنجوری و بیم
2
پس برون جستند سوی خانه ها
همچو مرغان در هوای دانه ها
3
مادرانشان خشمگین گشتند و گفت
روز کتاب و شما با لهو جفت
4
عذر آوردند کای مادر تو بیست
این گناه از ما و از تقصیر نیست
5
از قضای آسمان استاد ما
گشت رنجور و سقیم و مبتلا
6
مادران گفتند مکرست و دروغ
صد دروغ آرید بهر طمع دوغ
7
ما صباح آییم پیش اوستا
تا ببینیم اصل این مکر شما
8
کودکان گفتند بسم الله روید
بر دروغ و صدق ما واقف شوید