مثنوی · مولوی
بخش ۷۷ - اجتماع اجزای خر عزیر علیه السلام بعد از پوسیدن باذن الله و درهم مرکب شدن پیش چشم عزیر علیه السلام
1
هین عزیرا در نگر اندر خرت
که بپوسیدست و ریزیده برت
2
پیش تو گرد آوریم اجزاش را
آن سر و دم و دو گوش و پاش را
3
دست نه و جزو برهم می نهد
پاره ها را اجتماعی می دهد
4
در نگر در صنعت پاره زنی
کو همی دوزد کهن بی سوزنی
5
ریسمان و سوزنی نه وقت خرز
آنچنان دوزد که پیدا نیست درز
6
چشم بگشا حشر را پیدا ببین
تا نماند شبهه ات در یوم دین
7
تا ببینی جامعی ام را تمام
تا نلرزی وقت مردن ز اهتمام
8
همچنانک وقت خفتن آمنی
از فوات جمله حسهای تنی
9
بر حواس خود نلرزی وقت خواب
گرچه می گردد پریشان و خراب