مثنوی · مولوی
بخش ۸۳ - صفت بعضی اولیا کی راضی اند باحکام و لابه نکنند کی این حکم را بگردان
1
بشنو اکنون قصه آن ره روان
که ندارند اعتراضی در جهان
2
ز اولیا اهل دعا خود دیگرند
که همی دوزند و گاهی می درند
3
قوم دیگر می شناسم ز اولیا
که دهانشان بسته باشد از دعا
4
از رضا که هست رام آن کرام
جستن دفع قضاشان شد حرام
5
در قضا ذوقی همی بینند خاص
کفرشان آید طلب کردن خلاص
6
حسن ظنی بر دل ایشان گشود
که نپوشند از عمی جامه کبود