مثنوی · مولوی
بخش ۱۲۷ - مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختن
1
نوح اندر بادیه کشتی بساخت
صد مثل گو از پی تسخیر بتاخت
2
در بیابانی که چاه آب نیست
می کند کشتی چه نادان و ابلهیست
3
آن یکی می گفت ای کشتی بتاز
و آن یکی می گفت پرش هم بساز
4
او همی گفت این به فرمان خداست
این بچربکها نخواهد گشت کاست