کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

بخش ۱۲۸ - حکایت آن دزد کی پرسیدند چه می کنی نیم شب در بن این دیوار گفت دهل می زنم

1

این مثل بشنو که شب دزدی عنید

در بن دیوار حفره می برید

2

نیم بیداری که او رنجور بود

طقطق آهسته اش را می شنود

3

رفت بر بام و فرو آویخت سر

گفت او را در چه کاری ای پدر

4

خیر باشد نیمشب چه می کنی

تو کیی گفتا دهل زن ای سنی

5

در چه کاری گفت می کوبم دهل

گفت کو بانگ دهل ای بوسبل

6

گفت فردا بشنوی این بانگ را

نعره یا حسرتا وا ویلتا

7

آن دروغست و کژ و بر ساخته

سر آن کژ را تو هم نشناخته

متن شعر کپی شد.