کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

بخش ۱۶۲ - دعاکردن موسی آن شخص را تا بایمان رود از دنیا

1

موسی آمد در مناجات آن سحر

کای خدا ایمان ازو مستان مبر

2

پادشاهی کن برو بخشا که او

سهو کرد و خیره رویی و غلو

3

گفتمش این علم نه درخورد تست

دفع پندارید گفتم را و سست

4

دست را بر اژدها آنکس زند

که عصا را دستش اژدرها کند

5

سر غیب آن را سزد آموختن

که ز گفتن لب تواند دوختن

6

درخور دریا نشد جز مرغ آب

فهم کن والله اعلم بالصواب

7

او به دریا رفت و مرغ آبی نبود

گشت غرقه دست گیرش ای ودود

متن شعر کپی شد.