مثنوی · مولوی
بخش ۲۰۰ - عذر گفتن کدبانو با نخود و حکمت در جوش داشتن کدبانو نخود را
1
آن ستی گوید ورا که پیش ازین
من چو تو بودم ز اجزای زمین
2
چون بنوشیدم جهاد آذری
پس پذیرا گشتم و اندر خوری
3
مدتی جوشیده ام اندر زمن
مدتی دیگر درون دیگ تن
4
زین دو جوشش قوت حسها شدم
روح گشتم پس ترا استا شدم
5
در جمادی گفتمی زان می دوی
تا شوی علم و صفات معنوی
6
چون شدم من روح پس بار دگر
جوش دیگر کن ز حیوانی گذر
7
از خدا می خواه تا زین نکته ها
در نلغزی و رسی در منتها
8
زانک از قرآن بسی گمره شدند
زان رسن قومی درون چه شدند
9
مر رسن را نیست جرمی ای عنود
چون ترا سودای سربالا نبود