مثنوی · مولوی
بخش ۲۱۸ - سر آنک بی مراد بازگشتن رسول علیه السلام از حدیبیه حق تعالی لقب آن فتح کرد کی انا فتحنا کی به صورت غلق بود و به معنی فتح چنانک شکستن مشک به ظاهر شکستن است و به معنی درست کردنست مشکی او را و تکمیل فواید اوست
1
آمدش پیغام از دولت که رو
تو ز منع این ظفر غمگین مشو
2
کاندرین خواری نقدت فتحهاست
نک فلان قلعه فلان بقعه تراست
3
بنگر آخر چونک واگردید تفت
بر قریظه و بر نضیر از وی چه رفت
4
قلعه ها هم گرد آن دو بقعه ها
شد مسلم وز غنایم نفعها
5
ور نباشد آن تو بنگر کین فریق
پر غم و رنجند و مفتون و عشیق
6
زهر خواری را چو شکر می خورند
خار غمها را چو اشتر می چرند
7
بهر عین غم نه از بهر فرج
این تسافل پیش ایشان چون درج
8
آنچنان شادند اندر قعر چاه
که همی ترسند از تخت و کلاه
9
هر کجا دلبر بود خود همنشین
فوق گردونست نه زیر زمین