کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب

1

گفت آری لیک کو دور یزید

کی بدست این غم چه دیر اینجا رسید

2

چشم کوران آن خسارت را بدید

گوش کران آن حکایت را شنید

3

خفته بودستید تا اکنون شما

که کنون جامه دریدیت از عزا

4

پس عزا بر خود کنید ای خفتگان

زانک بد مرگیست این خواب گران

5

روح سلطانی ز زندانی بجست

جامه چه درانیم و چون خاییم دست

6

چونک ایشان خسرو دین بوده اند

وقت شادی شد چو بشکستند بند

7

سوی شادروان دولت تاختند

کنده و زنجیر را انداختند

8

روز ملکست و گش و شاهنشهی

گر تو یک ذره ازیشان آگهی

9

ور نه ای آگه برو بر خود گری

زانک در انکار نقل و محشری

10

بر دل و دین خرابت نوحه کن

که نمی بیند جز این خاک کهن

11

ور همی بیند چرا نبود دلیر

پشتدار و جانسپار و چشم سیر

12

در رخت کو از می دین فرخی

گر بدیدی بحر کو کف سخی

13

آنک جو دید آب را نکند دریغ

خاصه آن کو دید آن دریا و میغ

متن شعر کپی شد.