کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

بخش ۵۰ - سال کردن آن صوفی قاضی را

1

گفت صوفی چون ز یک کانست زر

این چرا نفعست و آن دیگر ضرر

2

چونک جمله از یکی دست آمدست

این چرا هوشیار و آن مست آمدست

3

چون ز یک دریاست این جوها روان

این چرا نوش است و آن زهر دهان

4

چون همه انوار از شمس بقاست

صبح صادق صبح کاذب از چه خاست

5

چون ز یک سرمه ست ناظر را کحل

از چه آمد راست بینی و حول

6

چونک دار الضرب را سلطان خداست

نقد را چون ضرب خوب و نارواست

7

چون خدا فرمود ره را راه من

این خفیر از چیست و آن یک راه زن

8

از یک اشکم چون رسد حر و سفیه

چون یقین شد الولد سر ابیه

9

وحدتی که دید با چندین هزار

صد هزاران جنبش از عین قرار

متن شعر کپی شد.