کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

بخش ۵۹ - مثل

1

آن یکی می شد به ره سوی دکان

پیش ره را بسته دید او از زنان

2

پای او می سوخت از تعجیل و راه

بسته از جوق زنان هم چو ماه

3

رو به یک زن کرد و گفت ای مستهان

هی چه بسیارید ای دخترچگان

4

رو بدو کرد آن زن و گفت ای امین

هیچ بسیاری ما منکر مبین

5

بین که با بسیاری ما بر بساط

تنگ می آید شما را انبساط

6

در لواطه می فتید از قحط زن

فاعل و مفعول رسوای زمن

7

تو مبین این واقعات روزگار

کز فلک می گردد اینجا ناگوار

8

تو مبین تحشیر روزی و معاش

تو مبین این قحط و خوف و ارتعاش

9

بین که با این جمله تلخیهای او

مرده اویید و ناپروای او

10

رحمتی دان امتحان تلخ را

نقمتی دان ملک مرو و بلخ را

11

آن براهیم از تلف نگریخت و ماند

این براهیم از شرف بگریخت و راند

12

آن نسوزد وین بسوزد ای عجب

نعل معکوس است در راه طلب

متن شعر کپی شد.